پسر گل ماپسر گل ما، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

مرد کوچک خونه محمد فرحان

فرحان و تعطیلات نیمه خرداد

پسر گلم اینقدر شیطون وشیرین شدی که خدا میدونه یه وقتایی اینقدر پر انرژی هستی که من و بابای کم میاریم. من و بابایی تصمیم گرفتم تا تعطیلات بریم شمال چون مادر جون بابا جونم رفته بودن ما و خالم رفتیم پیش اونا. هوا عالی بود تو هم خیلی دوست داشتی خلاصه جای همه خالی همه چیز خوب بود شازده من در حال شیطنت   وقتی فرحانم این اسب ها رو دید خودش و پرت کرد سمتشون ما هم سوارش کردیم طبیعت زیبای شهر ماسال در هوای مه آلود، گل پسرمم که بغل خالشه دریا با وجود تو زیبا شده، قشنگ مامان   این هم سومین سفر مارکوپولوی کوچولوی ما انشاله همیشه شاد و سر حال و خندان باشی عاشقانه دوست دارم شاهزاده رویاهای مامان ...
22 خرداد 1392

پنجمین ماه با هم بودن

پنجمین ماه باهم بودنمون مبارک برکت زندگیم پنج ماه از روزی که تو رو آوردن گذاشتن بغلم و گفتن این همون کوچولو که نه ماه یکی بودین حالا اومده تا یه زندگی جدید مستقل داشته باشه... میگذره با تمام سختی ها گریه ها شب بیداری ها( البته تو هنوزم شبا تند تن گرسنت میشه وشیر میخوری بیداری )ولی با تمام اینها صبح که از خواب بلند میشم به امید لبخند قشنگ و شیرین تو، تمام خستگی ها یادم میره. عاشقانه دوست دارم پسر گل مامانییی. الان دیگه آقافرحان نازم کامل غلت میزنه اشیا رو کامل دستش میگیره وهر چیزی تاکید میکنم هر چیزی که براش جذاب باشه در دهانش می گذ...
7 خرداد 1392

روزت مبارک بابایی

امسال روز پدر تقریبا مصادف با تولد بابایی بخاطر همین سه تا تبریک بهش میگیم بابایی ،روز پدر، روز مرد و تولدت مبارک من و فرحان خیلی دوست داریمممممم ...
2 خرداد 1392
1